|
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن دریا بیا نصیحت حافظ نیوش کن
| ||
|
هر روز
شیطان لعنتی خط های ذهن مرا اشغال می كند هی با شماره های غلط ، زنگ می زند، آن وقت من اشتباه می كنم و او با اشتباه های دلم حال می كند. دیروز یك فرشته به من می گفت: تو گوشی دل خود را بد گذاشتی آن وقت ها كه خدا به تو می زد زنگ آخر چرا جواب ندادی چرا بر نداشتی؟! یادش به خیر آن روزها مكالمه با خورشید دفترچه های ذهن كوچك من را سرشار خاطره می كرد امروز پاره است آن سیم ها كه دلم را تا آسمان مخابره می كرد. ××× با من تماس بگیر ، خدایا حتی هزار بار وقتی كه نیستم لطفا پیام خودت را روی پیام گیر دلم بگذار نظر آهاری
[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 13:16 ] [ دریا ]
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟ [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 13:13 ] [ دریا ]
نسیم دانه را از دوش مورچه انداخت مورچه دوباره دانه را بر دوشش گذاشت و به خدا گفت : گاهی یادم می رود که هستی کاش بیشتر نسیم میوزید ...
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 20:19 ] [ دریا ]
هر دم به گوشم میرسد ، آوای زنگ قافله [ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 22:16 ] [ دریا ]
پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است؟ [ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 22:8 ] [ دریا ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||